چقدر امروز هوا خوبهبوی پاییزی میادهر وقت بوی پاییزی میاد یاد مدرسه رفتن خودم میفتمواای چه روزایی بوددفتر نو ...کیف و کتاب نو.. و مدرسه و همکلاسیهاهیچ وقت اونروزها از یادم نمیرهایکاش میشد برگشت به اون دورانگاهی از کنار مدرسه ی دوره ی ابتدایی خودم که میگذرم چون تو مسیرم هستمیرم تو مدرسهتو کلاسها دور میزنمو تمام خاطراتم انگار برام زنده میشهاون میز آخر همش جام بودبخاطر قد بلندیمهمیشه آرزو داشتم تو دوره ی مدرسه صف اول یا میز اول باشم و دیگه اینکه اسمم فاطمه باشه چون همیشه تولد حضرت فاطمه رو به اونهایی که اسمشون فاطمه بود تو مدرسمون جایزه میدادنواای نگم از حیاط مدرسمون چقدر بزرگ بودلی لی بازیهاموناز این لی لی های ۱۲ تایی واای خدا....چقدر زود گذشت
برچسب:
نویسنده: کیانوش نصیری
تاريخ: جمعه
24 شهريور
1402 ساعت: 17:48