خرید بک لینک

.درگیر آدم های منفی نمیشوند
.در مورد دیگران غیبت نمیکنند
.وقت شناس هستند
.بدون انتظار میبخشند
.مثبت می اندیشند
.خود بزرگ بینی ندارند
.قدردان هستند
.مودب هستند
.بهانه تراشی نمیکنند
.بدون برنامه ریزی مهربانند، نه فقط با اشخاصی که برایشان نفع دارند

برچسب: نویسنده: کیانوش نصیری تاريخ: جمعه 24 شهريور 1402 ساعت: 17:48

چقدر امروز هوا خوبهبوی پاییزی میادهر وقت بوی پاییزی میاد یاد مدرسه رفتن خودم میفتمواای چه روزایی بوددفتر نو ...کیف و کتاب نو.. و مدرسه و همکلاسیهاهیچ وقت اونروزها از یادم نمیرهایکاش میشد برگشت به اون دورانگاهی از کنار مدرسه ی دوره ی ابتدایی خودم که میگذرم چون تو مسیرم هستمیرم تو مدرسهتو کلاسها دور میزنمو تمام خاطراتم انگار برام زنده میشهاون میز آخر همش جام بودبخاطر قد بلندیمهمیشه آرزو داشتم تو دوره ی مدرسه صف اول یا میز اول باشم و دیگه اینکه اسمم فاطمه باشه چون همیشه تولد حضرت فاطمه رو به اونهایی که اسمشون فاطمه بود تو مدرسمون جایزه میدادنواای نگم از حیاط مدرسمون چقدر بزرگ بودلی لی بازیهاموناز این لی لی های ۱۲ تایی واای خدا....چقدر زود گذشت

برچسب: نویسنده: کیانوش نصیری تاريخ: جمعه 24 شهريور 1402 ساعت: 17:48

امروز دوباره بهم تماس گرفت بهش گفتم تا بیست دقیقه ی دیگه منتظرتم دفتر و مداد هم بیارخوشحال شد گفت که میاماول تستش کردم که ببینم در چه حد هستحتی آب رو هم نتونست بخونه مثلا در حد دو حروف هم بلد نبود متاسفانهخلاصه با یه بسم الله استارت رو امروز زدیمبرای اولین جلسه خوب بود یادگیریشبهش گفتم چطور سواد نداری خیلی سخته حتما براتگفت آره خیلی یکی از اتفاقهاشو برام تعریف کرد چند شب پیش میخواست با خانوادش برن دریا اسنپ نمیتونست بزنه با گوشیشرفت به یکی از همسایه ها گفت براش بزنن برگشت از دریا که میخواست اسنپ بزنه خب بلد نبود چون نمیتونست چیزی رو بخونه گفت خیلی منتظر موندیم اخر شب تو جاده کسی سوارشون نمیکرد گفت خیلی ناراحت شدیم من و دو تا بچه هام و همسرمگفتم اگر سواد داشتم میتونستم خودم اسنپ بزنمخلاصه بعد مدت طولانی ایستادن تو جاده یه ماشینی اومدن وایستاد براشون اینام گفتن ما اسنپ میخوایم مرد گفت خودم اسنپ هستم و ادرس از گوشیش گرفت و اونها رو رسوند خونهگفت دریا از دهنمون در اومد خیلی دلم براش سوخت شوهرش هم هیچ سوادی ندارهسنم ندارن اخه ۲۲ سالبهش گفتم تمام تلاشت رو بکن که یاد بگیری و اونم با تمام ذوق و شوق گفت حتما قرار شد تدریس مجازی هم از طریق ایتا باهم داشته باشیم خیلی حس خوبی گرفتم کلا همینماز اینکه بتونم مفید باشم و کمک کنم حس آرامش میگیرممطمئنن این حس رو بیشتریا دارن از کمک کردن اولین حس خوب به خودشون منتقل میشهبله خلاصه این رو نوشتم اگر تونستم این وب رو نگه دارم و مثل وبهای قبلی حذفش نکردم...بماند یادگاراز سیامو دختر ۲۲ ساله افغان

برچسب: نویسنده: کیانوش نصیری تاريخ: جمعه 24 شهريور 1402 ساعت: 17:48

صفحه بندی